تبلیغات
Ufo90
 
تنها چند روز به مستند 10 روش برای نابودی زمین مانده!(منبع»www.manototv.com)
در این جا ما ده روش برای نابودی زمین،تعیین درصد احتمال ان و طرز اتفاقش رو برای شما به طور واضح و کامل توضیح میدهیم.
هر پنجشنبه شب ما دو روش رو برای شما اینجا میزاریم و شما میتونید اونا رو بخونید.بدون هیچ مشکلی.پس یعنی در پنج قسمت که در هرکدوم دو راه رو رو میگیم قرار داده میشه.
در پایان پنج قسمت نیز مستند کامل 45 دقیقه ای با کیفیت HD برای شما گذاشته میشود.
منبع فیلم مستند(Record of MANOTO TV 1)

چند وقتی طول میکشه تا متن اماده بشه.اما در اولین فرصت شروع میکنیم.




نوع مطلب :
چیزی شبیه این : مستند، نابودی زمین، ده روش، درصد،


تا یکی دو سال پیش عادی شده بود اما انگار دوباره به طرز وحشتناکی داره بالا میره.الودگی هوا.
الودگی هوا چندین دسته داره.تو یکیشون مثل هوای افغانستان فقط خاک و گرد میره تو گلوتون.این مشکلی نیست.با اسپری،مصرف اب بالا و روش های درمانی که کم پیش میاد،رفع میشه.اما اینی که ما الان توش هستیم،که میشه گفت اتاق گازه!(برای اعدام استفاده میشه)درمانش سخت تر از این حرفاس.چون الودگی هاش شیمیاییه.همون طور که اخبار میگه و بوش رو میتونیم تو هوا حس کنیم،گوگرد،منگنز،ارسنیک،مس،ته مانده های بنزین بسیار بی کیفیتی که داریم،گاز،کمی اهن،مقدار به شدت زیادی دی اکسید کربن،نیتروژن و ... در هوای شهر و ریه های تک تک ما جریان داره.
شاید دیک اکسید کربن و نیتروژن چون جزء سازنده ی جو هستن خطر کمتری داشته باشند،همون طور که در حالت عادی در هوا مواد ذکر شده و خیلی عناصر دیگه وجود دارن،اما درصد این مواد در چند ماه اخیر به شدت بالا رفته و درصد سکته،سرطان،بیماری های متعدد کودکان و حساسیت ها و آسم هم دقیقا بدون درنگ!از این درصد افزایش الودگی پیشی گرفته.
واکنش هایی که این چندروزه کودکان نشون میدن(برای مثال برادر خودم)عبارتند از تب شدید،سرفه،عطسه،گرفتگی صدا و گلو،خلط،سرخی چشم ها،سوزش شبیه به خارش چشم ها،گرفتگی گوش و گاهی تنگی نفس رو شامل میشه.در این مواقع اکثرا بعد از دو سه روز به دکتر مراجعه میکنن و دکتر هم به اون صورت کاری از دستش بر نمیاد،چند داروی مختلف،بیرون نرفتن،مصرف شیر زیاد،مصرف اب زیاد،مصرف لیمو و لیمو ترش(خاصیت ضد سرطانی) و موادی دیگری رو پیشنهاد میکنه.
این روزا کار از اخطار گذشته و به بحران رسیده و از مرز اظطراری هم گذشته.بیلبورد های تجریش و مناطق دیگه اینو تایید میکنن.
دلایل اصلیش رو میشه سوخت بد کیفیت ماشین ها و وسایل نقلیه،تردد بیش از حد ماشین ها(به خصوص شخصی ها)،کارخانجات اطراف تهران و شهر های دیگه که اصلا محل کارخانه ها استاندارد نیست،گرمای هوا،بارش کم،وارونگی هوا(در انتها توضیح داده میشه)،منطقه جغرافیایی تهران،عدم جلوگیری و بی توجهی مردم و مسئولین نام برد.
تا جایی که میشه بیرون نرید،اگه میرید سعی کنید از ماسک استفاده کنید.هر فعالیتی که موجب بیشتر شدن ضربان قلب و تعداد دم و بازدم میشه(مثل ورزش،استرس،دویدن،نفس نفس زدن،تحرک زیاد و...)رو ترجیحا جلوشو بگیرید.سالمندان و کودکان ترجیحا بیرون نرن.البته این قاعده در دیگران هم مستثنی نیست.
مصرف لیمو ترش،شیر،اب،توجه به توصیه های پزشک و...باعث میشه حداقل یه درصد کمی از این خطر کم بشه.
وارونگی هوا چیست؟
میدونید که برخلاف تصور مردم،مناطق شمالی تر تهران گود تر از جاهای دیگه اند و شمال تهران هم با رشته کوه البرز بسته شده(مثل داستان اون روستائه که مردم همه مریض شدن).هوا هم ضروری ترین ماده ی حیات موجود زندس.هر انسان به طور متوسط روزانه 16 کیلوگرم هوا مصرف میکنه.یعنی 16 برابر مصرف اب و غذای روزانش!
وارونگی هوا به پدیده ای گفته میشه که در اون برخلاف حالت طبیعی هرچه ارتفاع بیشتر میشه هوا گرم تر میشه.در این شرایط درجه حرارت جو پایین کمتره.وارونگی هوا در شهر های بزرگ از عوامل اصلی الودگی است.

عوامل ایجاد وارونگی هوا 

عوامل زیر موجب می‌شه که هنگام شب تشعشع(از زمین) شدید شده و سطح زمین به سرعت حرارت خود را از دست بده و خیلی زود سرد شود و وارونگی هوا پدید بیاد.  وجود هوای سرد و خشک که باعث جذب تشعشع جزئی حرارت زمین می‌گرده و آسمان صاف و بدون ابر که عمل تشعشع را سرعت می بخشه.   هوای آرام و بدون باد که باعث عدم تداخل هوای سرد و گرم بشه.

)چیست؟ Inversion وارونگی (
معمولا در لایه پایین جو درجه حرارت هوا با افزایش ارتفاع کاهش می یابد. بنابر این، طبیعی است که حرکت صعودی هوا به وجود می آد و آلودگیها را با خود به طبقات بالای جو می برد و از محل تنفس دور می کند؛ اما در بعضی از شرایط جغرافیایی خاص (مانند احاطه شدن شهری با کوهها)، لایه هوای گرم - همچون سقف شیشه ای که بالای شهر را بپوشاند باشد هوای سرد پایین را محبوس می کند و مانع از بالا رفتن و دور شدن آلودگی از سطح شهر می شود.در این حالت، جریان هوا برعکس می شود و باعث پایداری بیشتر هوا و تراکم گازهای آلاینده تا حد بسیار خطرناک می شود که به این حالت وارونگی جوی اطلاق می شود.متأسفانه، تهران بیش از دو سوم روزهای سال (حدود 250 روز) با پدیده وارونگی جوی روبروست. این حالت بیشتر در پاییز و زمستان روی می دهد.

حالا این هوای الوده که در سطح شهر مونده،چون جریان باد تهران جنوب به شماله،از تمام نقاط شهر به شمال شهر میاد که برخلاف تصور همه ی مردم،الوده ترین نقاط تهرانه.چرا خارج نمیشن؟مشخصه.چون در شمال تهران به طور کامل با رشته کوه البرز بسته شده و راهی برای خروج ندارن.تنها راهشون باد هاییه که هر از گاهی شرقی غربی جریان میگیره.راه دیگشم بارش بارانه که معمولا اولین بارش به نام باران اسیدی شناخته میشه که بسیاری از گیاهان از بین میرن.

 با افزایش جمعیت و توسعه شهرهای بزرگ، منابع آلوده‌کننده هوا از جمله خودروها ، مراکز صنعتی، کارخانه‌ها ومنابع گرمایش خانگی به شکل روزافزون رشد کرده و سبب آلودگی هوای این شهرها می‌شود. همچنین با شروع روز و آغاز فعالیت‌های انسانی و مصرف سوخت، دمای هوای سطح زمین افزایش می‌یابد.

به امید ان که کمترین مشکل رو در این شرایط خطرناک داشته باشید.

ارشیا





نوع مطلب :
چیزی شبیه این : الودگی، هوا، وارونگی هوا، دلیل الودگی، تهران، پیشگیری، مقابله،


انگارهمین چند روز پیش بود که جو کیتینگر در سال 1339 شمسی رکورد سقوط ازاد از ارتفاع 31 کیلومتری با بالون ساخت دست خودش را شکست.وی که خلبان بازنشسته ی نیروی هوایی امریکا است،هم اکنون هشتاد ساله است و تنها کسیست که با فیلیکس بومگاتنر که در 40 کیلومتری زمین است ارتباط دارد.
فیلیکس بومگاتنر،ماجراجوی چهل ساله ی اتریشی که به خاطر سقوط ازاد هایش معروف است،دیشب 23 مهر 91،پس از دو ساعت و ده دقیقه صعود و 10 دقیقه سقوط،و با شکست دیوار صوتی و شکست رکورد قبلی جو کیتینگر را شکست.او از بالنی 55 طبقه و از بالای شهر رزول در نیومکزیکو در ازتفاع 39.31 کیلومتر کره ی زمین،سقوط خود را اغاز کرد.اگر همه چیز به خوبی پیش رود که رفت،وی چتر خود را باز خواهد کرد و ده دقیقه بعد در صحرای نیومکزیکو فرود امد.
اسپانسر او ردبول،کمپانی نوشابه سازی امریکایی بود که تمام هزینه های ساخت بالن و پروژه را پرداخت کرد.بومگاتنر خود بالونش را طراحی کرده بود و در تیم مدیریت سقوطش،جو کیتینگر،صاحب رکورد قبلی،خانواده ی او شامل پدر و مادر و برادرش و کارشناسان دیگر در اطاق مدیریت پرواز-یا سقوط-او حضور داشتند.

در ارتفاعی که او قصد پریدن داشت، فشار هوا ۲ درصد سطح دریا است و تنفس بدون ماسک اکسیژن امکان پذیر نیست.

افراد دیگری که قصد داشتند رکوردهای جذاب، بلندترین، سریعترین و طولانی ترین سقوط آزاد را بشکنند، جان خود را از دست داده‌اند.

اما بومگارتنر گفته است:"اگر چیزی اشتباه شود، تنها چیزی که ممکن است به داد شما برسد، خداست. زیرا اگر شما خوش شانس نباشید، اگر مهارت این کار را نداشته باشید، هیچ چیز ندارید و فقط باید امیدوار باشید او شما را ناامید نکند."

کیتینگر، پیرمرد هشتاد ساله بازنشسته، عضوی از تیم پرش بومگاتنر بود و تنها صدایی بود که با او در صعود دو ساعت و نیمی و سقوط ۱۰ دقیقه ای ارتباط داشت.

پژوهشگران پروژه ‘رد بول استراتوس’ باور دارند که تکنولوژی به کار رفته در سقوط آزاد بومگارتنر، می تواند برای نجات اضطراری در وسیله‌هایی با شتاب و سرعت بالا استفاده شود. تکنولوژی ای که ناسا و صنایع فضایی به دنبال آن هستند.

برای بررسی دقیق نتایج این پرش، دوربین هایی با بالاترین کیفیت این عملیات را دنبال خواهند کرد، برخی از این دوربین ها به طور خاص روی بومگاتنر تمرکز دارند.

تا بحال موارد اندکی بوده که خلبانان از هواپیماهایی که با سرعت مافوق صوت حرکت می کردند بیرون پریده اند اما هنوز دقیقا مشخص نیست که این سرعت چه تاثیری بر بدن انسان می گذارد.

پخش کنندگان تلویزیونی این رویداد برای جلوگیری از پخش هر گونه تصاویر دلخراش، ۲۰ ثانیه تاخیر برای پخش مستقیم تلویزیونی آن در نظر گرفته بودند. انجام این پروژه بستگی مستقیم با وضعیت جوی دارد.

به هر حال،این سقوط با سلامت کامل و بدون هیچگونه اتفاقی انجام شد.در حواشی ان اتفاقات زیبای اخلاقی ای افتاد که خلاف بحث ها درباره ی اخلاق در غرب بود.مثلا:

صاحب رکورد قبلی؛جو کیتینگر،میتوانست دست رو دست بگزارد و بومگاتنر را تنها بگزارد.اتفاقات پس از ان به کنار.

مادر فیلیکس،در لحظه ی صعود او بدون خستگی ایستاده بود و تا لحظه ی فرود را کامل تماشا کرده بود.در هر صورت توجه شما را به عکس های زیبای این صعود و سقوط معطوف میکنیم:





نوع مطلب :
چیزی شبیه این : فیلیکس، بومگاتنر، رکورد، شکست، ارتفاع، بالون، عکس،


یا هر سه...
در سطح سیاره خاكی نواحی بسیاری وجود دارد كه بومیان منطقه به آن نفرین شده می‌گویند. برخی از این مناطق فاقد جاذبه‌ یا دیگر شرایط كاملا طبیعی در مناطق دیگر هستند و خاصیت‌هایی دارند كه هنوز علم پیشرفته بشر قادر به توضیح آنها نبوده است. یكی از مرموزترین آنها «منطقه

سكوت» واقع در مكزیك می‌باشد. منطقه سكوت نقطه‌ای از مكزیك است كه سیگنال‌های رادیویی و تلویزیونی را می‌بلعد و اجازه نمی‌دهد ذره‌ای از آن به سوی بشر برود. همین منطقه است كه از دیرباز به منطقه رویت فضایی‌ها معروف بوده است.

رازی به وسعت قروندكتر سانتیاگو گارسیا دانشمند مكزیكی می‌گوید: از اواسط قرن نوزدهم میلادی مردم متوجه خصوصیات اسرارآمیز این منطقه گردیدند. از همان زمان بود كه كشاورزانی كه در سرزمین ممنوعه به دنبال به دست آوردن روزی بودند قلوه سنگ‌های داغی را یافتند كه می‌گفتند از آسمان به زمین افتاده است. در دهه 1930 «فرانسیسكو سارابیا» یكی از خلبانان خطوط هوایی «كواهویلا» یكی از ایالات شمالی مكزیك گزارش داد كه دستگاه بی‌سیم او به طور مرموزی از كارافتاده و هیچ خبری را مخابره نمی‌كند. او نخستین قربانی منطقه سكوت تلقی می‌گردد. با این وجود در سال 1970 بود كه مردم از وجود چنین منطقه‌ای آگاه شدند. در آن سال یكی از موشك‌های آمریكایی كه از پایگاه موشكی «وایت سندز» به سوی آسمان منطقه سكوت فرستاده شده بود مختل گردید و نهایتا مفهوم شد. دو سه سال بعد یكی از تقویت‌كندگان ماهواره‌ زحل كه در پروژه آپولو مورد استفاده قرار می‌گرفت درست در همان منطقه از كار افتاد و همین موضوع باعث شد كه ارتش آمریكا گروهی را برای تحقیق در این زمینه به منطقه بفرستد. مهندس «هری پنا» نخستین كسی بود كه منطقه سكوت و خصوصیات گیج‌كننده رادیویی آن را كشف كرد.«منطقه سكوت در 25 مایلی سرزمین مسكونی «سبالوس» قرار دارد. بیابانی وسیع پر از مارهای سمی و بوته‌های بیابانی كه در ظاهر هیچ تفاوتی با دیگر بیابان‌های منطقه ندارد.«پنا» و همراهانش دریافتند كه از وقتی وارد این منطقه شده‌اند سكوتی عمیق همه‌جا را دربرگرفته و آنها قادر نیستند پیغامی را به پایگاه مخابره كرده و یا از آن خبری دریافت كنند.آنها حتی نمی‌توانستند با رادیوهای ترانریستوری با یكدیگر ارتباط برقرار نمایند. رادیوهای جیبی كار نمی‌كردند و تنها صدای خش‌خشی از آنها شنیده می‌شد. تا به امروز هنوز كسی از اهالی شهرك سبالوس نتوانسته است یك سیگنال تلویزیونی را دریافت نماید. به نظر می‌رسد نوعی نیروی مغناطیسی در این منطقه وجود دارد كه امواج رادیویی را از بین می‌برد.از آن زمان تاكنون دانشمندان بسیاری به منطقه سكوت مكزیك سفر كرده و تحقیقاتی بیشمار بر روی آن انجام گرفته است ولی هنوز كسی نتوانسته منشایی برای این اختلال كشف كند. شاید بد نباشد كه ذكر كنیم این منطقه درست در شمال مدار سرطان و جنوب مدار سی‌ام قرار دارد و این درست منطقه‌ای از زمین است كه تعداد زیادی از پدیده‌های غیرعادی دیگر مثل مثلث برمودا در آن قرار دارد و تعداد زیادی از گزارشات رویارویی با فضایی‌ها و بشقاب‌پرنده‌ها و وجود حیات غیرانسانی در آن به ثبت رسیده است. تا همین چند سال پیش انسان‌های زنده‌ای بر روی زمین زندگی می‌كردند كه در دهه‌های نخست قرن بیستم در منطقه سكوت با موجوداتی ماورایی مواجه گشته بودند.

شاهدان عینی روز سیزدهم اكتبر سال 1975 «ارنستو و جوزفینا دیاز» زن و شوهری متهور، با وانت مدل بالایشان به منطقه سكوت رفتند تا سنگ‌ها و فسیل‌های غیرعادی جمع كنند. زمانی كه سرشان به كار گرم بود ناگهان متوجه طوفانی بیابانی شدند كه به آنها نزدیك می‌شد. آنها بلافاصله سوار وانت خود شدند تا از طوفان فرار كنند ولی بارانی سیل‌آسا به آنها رسید و زمین را پر از گل‌های چسبنده و شل كرد. به طوری كه وانت آنها در گل ماند و بیرون رفتن از آن غیرممكن به نظر می‌رسید. وقتی آنها در حال كشمكش با این مشكل و تلاش برای بیرون آوردن وانت از میان گل‌ها بودند، دو مرد بسیار بلندقد با لباسی سراسر زردرنگ و با چهره‌هایی غیرعادی البته نه آنقدر غیرعادی كه هشداردهنده باشد به آنها نزدیك شدند و پیشنهاد كمك دادند. خانم و آقای دیاز سوار ماشین خود بودند و در همان حال دو مرد آنها را هول داده و خیلی راحت آنها را از چاله بیرون آورده و در زمینی سفت‌تر قرار دادند. وقتی آقای دیاز از وانت پیاده شد تا از آنها تشكر كند هیچ اثری از آن دو مرد دیده نمی‌شد. حتی ردپای آنها هم روی گل نمانده بود و در سراسر آن بیابان اثری از انسان به چشم نمی‌خورد.مسافرینی كه به طور مرتب از این منطقه عبور می‌كنند بارها شاهد نورهایی عجیب بوده‌اند كه شب هنگام در آنجا دیده می‌شوند. نورهایی كه گاه رنگارنگ هستند و مرتب تغییررنگ می‌دهند، گاه ثابت یك جا می‌مانند و گاه حركت می‌كنند. دو مزرعه‌دار كه اواخر شب از یك مهمانی به خانه بازمی‌گشتند نوری تابناك را دیدند كه به سمت زمین پایین آمد. سپس موجوداتی شبیه به انسان از آن خارج شدند كه مثل نور اول درخشان و ترسناك به نظر رسیدند. این موجودات به سوی این دو مزرعه‌دار حركت كردند ولی آنها به سرعت از منطقه گریختند. فردای آن روز یكی از آنها به منطقه سكوت بازگشت و دید درست در همان مكانی كه نور درخشان بر زمین نشسته بود، تمام گیاهان سوخته و از بین رفته‌اند. تاكنون دهها گزارش نظیر داستان ذكر شده به ثبت رسیده است. دكترگارسیا كه تمام عمر خود را صرف تحقیق بر روی اتفاقات و خصوصیات غیرطبیعی این منطقه كرده معتقد است بیشتر نورهایی كه در این گزارشات ذكر شده متعلق به اتومبیل‌های در حال حركت است كه اغلب نظامی هستند. این اتومبیل‌های آمریكایی روزها شارژ می‌شوند و شب‌ها به ماموریت‌های مخفی خود ادامه می‌دهند.با این حال او اعتقاد دارد كه همه این شاهدان فریب نورهای زمینی را نخورده‌اند و برخی از آنها گزارشاتی تكان‌دهنده نیز داشته‌اند. كاركنان یكی از مزارع محلی می‌گویند بارها سه موجود غیرعادی را دیده‌اند. یك زن و دو مرد با قد بلند، موهای بلند و بلوند كه بسیار مودب هستند و با لهجه خاص اسپانیایی صحبت می‌كنند. آنها همگی معتقدند كه صدای این سه نفر به طرز عجیبی زنگ‌دار است و لباس‌هایی عجیب و خنده‌دار به تن دارند. وقتی مزرعه‌داران از آنها پرسیدند اهل كجا هستند تنها به لبخندی بسنده كردند و گفتند: «اهل بالا».هیچ‌یك از اتفاقات منطقه سكوت به سادگی فراموش نمی‌شود و «لوییس رامیرز ریس» روزنامه‌نگار مطمئنا هرگز تجربه خود را فراموش نخواهد كرد. او در سال 1978 به همراه یك گروه خبری كه قصد داشت مطالبی درباره این منطقه كشف كند به آنجا رفت. رامیرز به همراه عكاس خود از گروه جدا شد تا به تنهایی به دنبال سرنخی بگردد. مدتی بعد كه در سرزمین برهوت سرگردان بودند رامیرز با ناراحتی دریافت كه آبی برای آنها باقی نمانده و آنها در حقیقت گم شده‌اند. ناگهان او متوجه سه نفر شد كه به سوی آنها می‌آمدند. رامیرز به این امید كه شاید این افراد محلی بتوانند آنها را راهنمایی كنند، به همراش كه رانندگی می‌كرد گفت كه سرعتش را كم كند تا او بتواند با آنها صحبت كند ولی عكاس اصلا آنها را ندید و از كنارشان رد شد. كمی جلوتر بار دیگر و در كمال تعجب رامیرز همان سه نفر را دید كه با لباس‌هایی كاملا معمولی به سوی آنها می‌آمدند. این بار رامیرز به عكاس گفت اتومبیل را نگه دارد و توانست با آنها صحبت كند. رامیرز از آنها پرسید آیا اتومبیل‌هایی مثل مال آنها را در بیابان دیده‌اند و آنها جواب منفی دادند ولی مسیر «بایوسفر» پایگاه تحقیقاتی مكزیك در منطقه سكوت را به آنها نشان دادند و گفتند هیچ آبی همراه خود ندارند. آن سه نفر ادعا می‌كردند كه چند تا از حیواناتشان گم شده‌اند و آنها برای یافتن آنها به بیابان آمده‌اند. وقتی سرانجام به پایگاه رسیدند دریافتند كه هیچ انسانی در آن منطقه زندگی نمی‌كند و امكان ندارد حیوانات مزرعه به آنجا آمده باشند. تحقیقاتی كه در چند روز آینده نیز انجام شد نشان داد كه هیچ‌كس وارد منطقه سكوت نشده است. رامیرز هنوز هم نمی‌داند آن روز و در آن بیابان سوزان با چه كسانی صحبت می‌كرده است. این گزارشات از كجا نشات می‌گیرند؟ آیا منشاء آنها واقعی است یا زاییده تخیلات یا اشتباهات سهوی می‌باشند؟ هنوز هیچ‌كس پاسخ این سوالات را نمی‌داند ولی این پرسش همچنان وجود دارد كه امواج رادیویی در این منطقه به كجا می‌روند؟!در این منطقه نیز گزارشاتی بیشتر از جاهای دیگر هست.همچنین گویا این منطقه نیروی مغناطیسی و الکتریکی به شدت عجیب و زیادی دارد که در زمان ازمایش یکی از موشک های ارتش امریکا ثابت شد.
موشک جدید امریکا،B2،ان زمان ارتش در صدد ازمایش ان بود.به همین منظور ان را برای هدفی 100 ها کیلومتر دور تر از منطقه سکوت اماده کرده بودند و اشتباه در ان محال بود.با این حال،موشک با این که نه در برنامه ریزی اش بود نه سوخت ان را داشت،100 ها و 100 ها کیلومتر بیشتر پرواز کرد و دقیقا در منطقه سکوت به زمین خورد!همچنین میزان برخورد شهاب سنگ ها و کل اجرام اسمانی در این منطقه چندین برابر مناطق دیگر کرده زمین هست.گویا این منطقه تمام اجرام و چیز های فلزی و الکتریکی و مغناطیسی را در خود میکشد و می بلعد.
یک نظریه هست که میگوید دلیل مشاهده ی بی وقفه ی یوفو ها در این منطقه این است که میزان مغناطیس این منطقه مانند چند جای دیگر کره ی زمین از جمله مثلث برمودا یا دروازه خدایان(توضیح خواهم داد)این است که اگر من جای موجودات فرازمینی بودم و هیچ گونه نقشه و اطلاعی از زمین نداشتم،از مناطق مغناطیسی زمین مانند نقطه های مشخص جی پی اس استفاده میکردم و راهم را به سادگی پیدا میکردم.گزارشات مشاهده یوفو با اینکه مشاهدان ان هیچ ارتباطی به هم نداشتند،اما یک صدا میگویند که یوفو ها به ناگاه در روز روشن یا تاریک از وسط اسمان در مقابل دیدگان همه ظاهر میشدند و کمی دور منطقه میگشتند و سپس...بوم.ناپدید میشند و حتی نشانی به جا نمیگزاشتند.ما با کمی دقت می فهمیم نیاکان و قوم های قدیمی ما(مانند مایا ها،مصریان باستان،ناساکی ها و ...)گویا از چیزی راهنمایی میگرفتند و با ساختن بنا های عجیب و بزرگ(اهرام مصر،برج های مختلف،ساختمان های مایا ها و...)سعی در تجمع و قوی تر کردن انرژی های موجود داشتند.با دقتی دیگر،تمام مشاهدات یوفو را اگر روی کره ی زمین مشخص کنیم،و اگر زمین را به مدار های مختلف و مساوی افقی تقسیم کنیم،میبینیم انان دسته دسته در مدار ها و در راستای خط ها هستند!به طوری که مثلا 10 مشاهده در یک مدار،چندی دیگر درمداری دیگر و...همچنین با دقت و تدبیر،میبینیم اهرام ثلاثه مصر،منطقه سکوت و تمام اتفاقات عجیب کره زمین در مدار 26/35 هستند و دانشمندان با بررسی دیدند،چه حدث میزنید؟این مدار جزء قویترین مدار های مغناطیسی کره زمین است!دوستان به انرژی معتقد باشید.نیاکان ما به این موضوع رسیده بودند و با ان کار هایی میکردند که ما خبر هم نداریم!





نوع مطلب :
چیزی شبیه این : منطقه، سکوت، مرموز، مکزیک، خدایان باستان، باستان، یوفو،


مخالفان و موافقان:
فریدمن با تحقیق در مورد رزول،جریان بزرگی را به راه انداخت.یوفولوژیست ها مانند زنبورهایی که به کندو جذب میشوند،به رزول می ایند.هرکسی هم برای خودش نظریه ای دارد.
دیو تامس ،فیزیکدان و ریاضیدان است.او همچنین رئیس گروهی به نام (نیومکزیکی ها برای علم و منطق) است.او میگوید:<<در علم میگوییم برای ادعا های بزرگ نیاز به مدارک بزرگ است.اگر بخواهید به کسی مساله ی بزرگی مانند بیگانه هایی را که در اعماق فضا سفر میکنند و به زمین امده اند ثابت کنید،باید چیزی بیشتر از چند عکس مات ارائه کنید.شما باید مدرکی فیزیکی ارائه کنید؛چیزی مثل یک قطره خون بیگانه.اگر این کار را بکنید،از داروین هم مهم تر خواهید شد!این داستان تشنگی و کنجکاوی یک دانشمند را برطرف نمیکند.دلیل من هم برای باور نکردن رزول این است که هنوز بیگانگان به اینجا نیامده اند.شاید یک روز بیایند ولی تا به امروز که نیامده اند!
عده ی دیگر نیز نظریات دیگری دارند...
تام کری و دان اشمیت،دو یوفولوژیست هستند که حدود 20 سال پیش در باره ی رزول تحقیق کرده و معتقدند حقیقت ماجرا را کشف کرده اند.
تام میگوید:<<چیزی که در رازول سقوط کرد،اصلا زمینی نبود.این بر اساس گفته ی ده ها نفر شاهدان عینی سفینه و سرنشینان مرده اش ثابت میشود.ما رد هفت جسد مرده را که از سفینه به بیرون پرتاب شده بودند را در سه نقطه پیدا کردیم.ما چند سال پیش فهمیدیم که مک برازل_که اولین شاهد یوفو بود_هم چند جسد در چند مایلی انجا پیدا کرده بود.>>
اما این را از کجا فهمیده بودند؟تام و دان با شاهدان،دختران و برادران و نوه های انان صحبت کردند.همه ی انان هم مطالب شگفت اوری شبیه به هم میگفتند.بخش هایی از این مصاحبه ها به این صورت بودند:
سافو هندرسن،همسر خلبان:<<ان ها کوچک بودند و نسبت به بدنشان سری بزرگ داشتند.>>
جرالد اندرسن که در پنج سالگی اجساد را دیده بود:<<ان ها سر هایی بزرگ داشتند و قسمت بالایی پهن تر از پایین بود.>>
گلن دنیس،متصدی کفن و دفن رزول:<<سر های بزرگ داشتند،چشمان عمیق بود،جمجمه ها نیز جالب بود چون حالت ارتجاعی داشتند و سخت نبودند.>>
باربارا داگر،نوه ی کلانتر:<<پدربزرگم میگفت سرهایشان بزرگ بود و لباس های ابریشمی داشتند.>>
کاترین گرود،دختر خلبان:<<انان نوعی شبه انسان بودند.ولی نه کاملا مثل ما.>>...
باید اقرار کرد که این همه توضیحات شبیه هم کمی عجیب است.چرا باید این انسان ها که سنخیتی با هم ندارند این داستان ها را از خود ساخته باشند؟
حالا فکر کنید حقیقتا یک بیگانه ببینید،چرا باید 30 سال صبر کنید تا در مورد ان صحبت کنید؟چرا باید این همه سال صبر کنید؟این در صورتیست که تهدید شده باشید.
گلن دنیس میگوید:<<انان گفتند که ما هیچ چیز ندیدیم.هیچ چیزی اینجا سقوط نکرده.من گفتن که من یک شهروند خوبم.شما نمیتوانید با من کاری کنید.ان ها گفتند چرا،میتوانیم.شاید یک روز استخوان هایتان را در شن ها پیدا کنند.>>
باربارا داگر:<<پلیس ارتش امد و به من و جورج گفت اگر در این باره با هر کسی حرف بزنیم ما و خانواده هایمان را خواهند کشت.>>
جسی مارسل جونیور هم میگوید:<<پدرم چندین بار به خانه امد و گفت که من هیچ وقت در باره ی چیزی که دیدم به دوستان و بقیه چیزی نگویم.هیچ چیزی اتفاق نیفتاده.در نتیجه به هیچ و هیچ انسانی در باره ی ان چیزی نمیگویم.>>
حتی در مورد محل سقوط نیز حرف و حدیث های زیادی وجود دارد.دان و تام یکی از این نظریات را بسط داده اند.تام توضیح میدهد:<<به نظر ما،حدود 35 کیلومتری جنوب شرقی کورونا محل اولین برخورد سفینه است.بخشی از ان همانجا میماند اما بخش دوم سفینه 3 یا 4 کیلومتری ان جا به زمین برخورد میکند.تعدادی از اجساد نیز در سایت شماره 1 و بخشی در شماره 2 یافت شده اند.در نهایت،بخش دوم دوباره به هوا بلند میشود و حدود 27 کیلومتری سایت دوم به زمین مینشیند.<<البته هنوز سایت سوم را نیافته ایم اما داریم دنبال ان میگردیم.>>
فریدمن هم میگوید:<<تا ان جایی که به من مربوط میشود،دو سقوط رخ داده؛از طرفی عده ای هستند که میخواهند عظمت حادثه ی رزول انان را در مرکز توجه قرار دهد.انها بر مکان دیگری تاکید دارند و عده ای هم هستند که بر سر این نظریات باقی میمانند.حتی مدت ها بعد از این که داده ها نشان میدهند اشتباه کرده بودند.>>پس امروز میبینیم که داستان رزول،صنعت جدیدی را به راه انداخته و هرکس بر اساس سلیقه ی خود حرفی برای گفتن دارد.
توضیح بدهید!:
در این بین اتفاق جالبی افتاد؛در اوایل دهه ی 1990 فرماندار نیومکزیکو انچنان حت تاثیر این جریان قرار گرفت که از نیروی هوایی خواست نوعی توضیح در مورد این حادثه بدهند.در کمال تعجب دولت به این درخواست جواب داد.
گزارش دولت با عنوان <<حقیقت در برابر تخیل در صحرای نیو مکزیکو>> ان چنان هم برای خواندن،مطلب قابل توجهی نیست.پس از خارج کردن هزاران دلار و به کار گرفتن بیش از 30 نفر در طول دو سال،دولت گزارش 975 صفحه ای در مورد این حادثه منتشر کرد و در ان مدعی شد که ان چه در رزول اتفاق افتاده بود،پروژه ای سری به نام <<پروژه موگول>> بود.
دیو تامس میگوید:<<اطلاق بالون هواشناسی به انان کار غیر عادلانه ای بود.اینها بالون های معمولی نبودند (البته اگر بالون بودند.) بلکه غول هایی با 180 متر بلندی بودند و کلی متعلقات به انان متصل بود.انان رادار گریز بودند و ظاهری با جلای فلزی داشتند.>>
ایا ممکن است دولت راست گفته باشد؟اگر این طور است،چرا باید یک گزارش 300 صفحه ای دیگر برای توجیه علائم شبه هیروگلیف جسی مارسل جونیور تهیه کند؟
بیایید ببینیم از اول ماجرا چه بود.چیزی در رزول می افتد-ارتش میگوید بالون هواشناسی است-بیش از 900 صفحه گزارش تنها برای توجیه ظاهر یک بالون ساده.خوب؛این برای عده ای خیلی مشکوک است.
فریدمن میگوید:<<پروژه ی موگول اصلا و ابدا نمیتواند قابل قبول باشد؛چون تک تک جزئیات ان اشتباه است.ویژگی های توضیحات افرادی که در ماجرا شاهد وقایع بودند،اصلا با توضیحات گزارش رزول نمیخواند.فویل بالون موگول را یک بچه 3 ساله میتواند پاره کند.چوب بالسای ان را هم یک بچه میتواند بشکند.درصورتی که بر اساس گفته ی تک تک شاهدان،نه اتش میگرفت نه کوچک ترین صدمه ای میدید.اینها یک چیز نمیگویند.چیز دیگری هم که درباره ی موگول مشکوک است،این است که هیچ تکنولوژی سری ای در ان به کار نرفته بود.تا چیز سری ان،هدف وجودی اش بود.>>
در صفحه ی 302 گزارش رزول هم سعی شده تا معنی علامت های روی نوار آی شکل توضیح داده شود.چه توضیحی از این ساده تر که برچسب روی این قطعه ساخت یک شرکت تولید اسباب بازی است که یک سری نقوش را برای رد گم کردن وسایل جاسوسی چاپ کرده است؟
جسی مارسل جونیور میگوید:<<من این علامت هایی را که در گزارش چاپ شده،دیدم.پهنای انها بیشتر از چیزی که در ان شب پدرم به خانه اورد.نقوش ان هم زمین تا اسمان با این گل و بوته ها فرق دارد.ان علامت ها،به کلی چیز دیگری هستند.>>
پایان.
در قسمت بعد میخوانید:داستان ادمک ها-المان نازی و رزول.
بخشی از قسمت بعد:در 1997 نیروی هوایی 300 صفحه دیگر برای ادمک ها تهیه کرد.یک توجیه ابلهانه ی دیگر...





نوع مطلب :
چیزی شبیه این : رزول، توضیح، یوفو، سقوط، مخالفان، موافقان، حقیقت،


از تمام دوستان عزیز با فرهنگی که به وبلاگ سر میزنند میخواستم تشکر کنم که ویدئو هاشون رو با ما در اشتراک میزارند.
ضمنا میخواستم بگم جهت حفظ جایگاه خودتون و حفظ فرهنگ کپی رایت و حفظ ارزش مطلب،لطفا از کپی برداری خودداری کنید.نبود کد منع انتخاب کلمات به معنی بی خیالی من نیست.به معنی احترام به شخصیت خواننده و شماست.
لطفا مطالب رو کپی نکنید.متاسفانه جدیدا زیاد شده.




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


روایت اخرین بازمانده:
تنها یک نفر امروز زنده است و ادعا میکند تکه از از این بشقاب پرنده را در دست گرته.او یک نظریه پرداز توطئه نیست.او جسی مارسل جونیور،جراح پرواز ارتش است و برای ایالات متحده کار میکرده.
او میگوید:<<با برسی تمام جوانب میبینیم که تنها توضیح باقیمانده،یک وسیله ی فرازمینی است.ممکن است توجیه عجیب غریبی باشد؛ولی در عین حال،ساده ترین توضیح برای تمام وقایع است.>>
خوشبختانه قبل از این که جسی مارسل ان شب،تکه های یافته شده را به هنگر 84 تحویل دهد،سری به خانه خود زده تا ان ها را به همسر و پسرش نشان دهد.
او میگوید:<<ان شب در جولای 1947 را که در رزول بودیم نمیتوانم فراموش کنم.ان حادثه زندگی من را به دو بخش قبل و بعد از اتفاق تقسیم کرد.ان شب من خوابیده بودم.حدود یک و دو نصفه شب بود که پدرم داخل شد و من را بیدار کرد و گفت:<<بیا.میخواهم چیزی نشانت دهم>>او ان شب بسیار هیجانزده بود.او مردی نبود که به راحتی هیجان زده شود.به همین دلیل فهمیدم موضوع مهمی در میان است.او رفت و مادرم را هم بیدار کرد.بعد چیز هایی را که یافته بود کف اشپزخانه چید.سپس گفت<<این ها تکه هایی از بشقاب پرنده هستند.>>یکی از تکه ها مقطعی به شکل حرف انگلیسی E داشت.کنارش هم علامت هایی هیروگلیف مانند بود.از پدرم پرسیدم این ها چی هستند؟
او تا انجا که یادش می امد،ان علائم را روی یک مدل کشیده تا به دنیا نشان دهد ان شب چه دیده است.>>او توضیح میدهد:<<روی سطح داخلی این قطعه،سمبل هایی وجود داشت.من ان ها را شبیه چیز های دیگر تجسم کردم و حفظ کردم.مثلا یکی از انان شبیه فکی بود که توپی روی بینی اش نگه داشته باشد.معنی این سمبل ها را نمیدانم.ما حدود 10 یا 15 دقیقه به انان نگاه کردیم.بعد پدرم گفت اینها را طوری حفظ کن که تا اخر عمرت به یاد داشته باشی.و اکنون 60 سال از ان حادثه میگزرد و من هنوز همه ی ان ها را به یاد دارم.>>ان بقایا،پس از اینکه به هنگر 84 منتقل شدند،سریعا به وسیله ی ارتش با کس دیگری جا به جا شدند تا خبرنگاران به مسیر دیگری هدایت شوند.
او میگوید:<<من عکس های پدرم را در کنار تکه هایی از بقایا دیدم.به او گفتم ان ها چیز هایی نبودند که ان شب در رزول به خانه اورده بود.او هم گفت که ممکن است در ان عکس ها چیز هایی از سقوط اصلی وجود داشته باشد؛ولی بیشتر انها با چیز های دیگری عوض شده باشند.>>
در مصاحبه ای که فریدمن با ژنرال دوبوز انجام داد،از او پرسید:<<من از صحبت های شما این طور استنباط کردم که داستان بالون،نوعی سرپوش برای اصل ماجرا بود.درست است؟>>ژنرال دوبوز نیز جواب داد:<<کاملا!ما میدانستیم که این یک سرپوش است ولی از ان برای کنترل و متقاعد کردن رسانه ها استفاده کردیم.


سرپوش دولت ایالات متحده:
بیایید فکر کنیم که یک بشقاب پرنده،واقعا در رزول سقوط کرده است.چرا دولت باید ان را انکار کرده و روی ان سرپوش بگذارد؟
دو سال از جنگ جهانی دوم گذشته است،تنش ها بین کشور های مختلف بالا گرفته و جنگ سرد نیزدر حال اوج گرفتن است.مطمئنا با این شرایط،زمان خوبی برای اعتراف به اینکه دولت کنترل اسمان کشورش را در دست ندارد،نیست.
فریدمن میگوید:<<اگر  دولت این کار را نمیکرد،باید تعجب میکردیم.توقع داشتید چه بگویند؟که بیگانه ها دارند به ما سر میزنند؟!ما نمیدانیم انها چه میخواهند،از کجا می ایند و یا چه کار میکنند؟!ما فکر میکردیم شما باید میدانستید؟!>>
حال سوال این است چرا دولت باید در شروع ماجرا از این وسیله سقوط کرده به عنوان بشقاب پرنده (Flying Disk) در روزنامه ها یاد میکرد؟دو احتمال وجود دارد:یکی اینکه یک نفر در رده های پایین ارتش هیجان زده شده و اشتباهی مرتکب شده است.اما طبق ضوابط ارتش،فرمانده پایگاه 509 باید اجازه اظهار نظر به مطبوعات را میداد.پس یک اشتباه ساده به نظر محتمل نمی اید.حالت دوم این است که این مسئله،طبق برنامه ای مشخص در جهت ضد اطلاعاتی بوده.این تئوری میگوید که اول اقرار کنید که یک یوفو بوده،بعد ان را با توضیحی عادی مثل بالون هواشناسی توجیه کنید.در این حالت،احتمال اینکه عوام،توجیه زمینی تر یعنی بالون را باور کنند بیشتر خواهد بود تا یک سفینه فضایی.البته به همین سادگی هم نیست.
فریدمن میگوید:<<اول از همه مردمی در این شهر هستند که چیز هایی میدانستند.بعد،داستانی که به مطبوعات بگویید که بعدا بتوانید ان را انکار کنید.این یکی از بهترین روش هاست.در این حالت مردم،سرپوش را بهتر باور میکنند.>>
پایان قسمت دوم
در قسمت های بعد میخوانید:
مخالفان و موافقان-توضیح بدهید!داستان ادمک ها-المان نازی و رزول.




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


اصلا ماجرا چه بود؟
جولای 1947؛رازول:شهری کوچک،بی سرو صدا،بیابانی و دور افتاده بود که شامل تعدادی مزرعه و دامداری بود.و همچنین خانه ی اسکادران بمب افکن های  509 نیز محسوب میشد که در ان زمان یکی از پیشرفته ترین ها در نوع خود بود.انها دو بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی انداخته بودند و شاهد ازمایش های اتمی ای در اقیانوس ارام بودند.
جنگ جهانی دوم تازه تمام شده بود و همه چیز داشت به حالت عادی بازمیگشت که اتفاقی عجیب زندگی را دگرگون کرد.
از اسمان جسم بزرگ نقره ای با سرعت و سر و صدای زیادی سقوط کرد.یکی از گله داران قطعات و تکه های ان را را یافت و به پایگاه هوایی گزارش داد.دولت به سرعت وارد عمل شد و برای اولین و اخرین بار روزنامه ی های ایالات متحده اعلام کردند یک بشقاب پرنده سقوط کرده،و دولت ان را در اختیار دارد.
قطعا چنین خبری،سرتیتر تمام خبر گذاری ها در سراسر کشور شد.رادیو ها نیز ان را بزرگ ترین اتفاق سال خواندند.
اما روز ها بعد خبر ها به کل حالت دیگری به خود گرفتند.توضیح این واقعه نیز حالت زمینی تری پیدا کرد.در روزنامه ها گفته شده که ان یک بالون هواشناسی بوده و نه یک یوفو.در نتیجه مردم رزول سر زندگی شان برگشتند و همه چیز به حالت عادی بازگشت.
البته این پایان ماجرا نبود و عده ای هم نمیتوانستند ان را فراموش کنند.
سال ها گذشت.کلماتی مانند یوفولوژی و یوفولوژیست وارد فرهنگ های لغت شدند.دو تن از شهروندان امریکایی،یعنی افسر بازنشسته ی ارتش و استنتون فریدمن،فیزیکدان مهربان روز و یوفولوژیست در شب باعت شدند این حادثه از فراموشکده ی اذهان بیرون اید.
جسی مارسل میگوید:من پس از 30 سال تحقیق متقاعد شدم دولت ایالات متحده یک بشقاب پرنده ی ساقط شده و جسد چند بیگانه ی ان را در نیومکزیکو به دست اورده است.این یکی از بزرگترین داستان های این هزاره است.)صبر کنید!این ادعای بزرگیست.ما به کمی اطلاعات دیگر هم نیاز داریم.بیایید کمی به عقب برگردیم.
در سال 1947 جسی مارسل،افسر اطلاعات و امنیت پاگاه هوایی رزول بود.زمانی که خبر سقوط همه جا پیچید،ماموریت مارسل بررسی این داستان بود اما سال ها بعد و پیش از مرگش تصمیم گرفت حقیقت داستان را به فریدمن بگوید.با این کار،او تخم توطئه ی رزول را کاشت.
فریدمن میگوید:<<من با جسی در سال 1978 صحبت کردم.این قبل از این بود که کتابی در این باره نوشته شده باشد.هنوز هیچ سرو صدایی در مورد این اتفاق وجود نداشت.یوفولوژیست ها هیچ چیزی درباره رازول نمیدانستند.همه چیز انجا بود ولی کسی از ان خبر نداشت.>>
جسی مارسل در یکی از مصاحبه های ضبط شده اش در 1980 میگوید:<<ما یک تکه فلز از بدنه ان داشتیم.حداقل ظاهر فلزی داشت اما خاصیت ارتجاعی نداشت؛ولی به نازکی فویل سیگار بود.>>
در جایی دیگر میگوید:<<میخواستم ان را خم کنم ولی نمیشد.به من گفتند نه خم میشود و میتوان روی ان خط انداخت.من با یک پتک روی ان ضربه زدم.اما پتک مثل یک فنر از روی ان برگشت.بی هیچ صدمه ای.>>
وی در ادامه میگوید:ان نه بالون هواشناسی بود،نه هواپیما نه هیچ چیز شناخته شده ی ساخت دست انسان هم نبود!چه چیزی میتوانست باشد؟نمیدانم!>>
فریدمن میگوید:<<در موقعیت و شرایط او،هیچ دلیلی نداشت که او دروغ بگوید.مخصوصا این که او افسر اطلاعات و امنیت یکی از پیشرفته ترین پایگاه های نطامی جهان بود.چنین انسانی نباید داستانی این چنین رو سرهم کند.>>
فریدمن نمیتوانست این داستان را رها کند.پس شروع به تحقیق و مطالعه و مصاحبه با کسانی کرد که حرفی برای گفتن داشتند.بسیاری که که او با انان مصاحبه کرد امروز از دنیا رفته اند.ولی خوشبختانه فیلم ضبط شده ی حرف های انان هنوز موجود است.
در یکی از ان مصاحبه ها بیل برازل،پسر گله داری که یوفو ی سقوط کرده را یافت میگوید:<<من نمیدانم چه بود.شبیه چوب بالسا بود؛اما اتش نمیگرفت و با چاقو نمیتوانستم رویش خطی بیندازم.
رابرت اسمیت،یک خلبان بازنشسته نیروی هوایی نیز میگوید:<<یک تکه ان به طول 10 سانتی متر را در دست گرفتم.ان را در دست مچاله کردم اما تا دستم را باز کردم،بدون هیچ اثری،دوباره صاف شد!>>
کم کم داستان داشت جالب میشد.مسلما اتفاق بسیار عجیبی افتاده بود.اما چه اتفاقی؟به نظر میرسید بیگانه ها نمیوانند در مقابل ترکیب سلاح اتمی،موشک های بزرگ و رادار مقاومت کنند.
ما میدانیم اتفاقی عجیب در رازول رخ داده بود.همین طور میدانیم اگر فریدمن و مارسل با هم صحبت نمیکردند،هیچ کدام از ما این داستان را نمیشنیدیم.مارسل به فریدمن توضیح داد که یک یوفو سقوط کرده.فریدمن هم شروع کرد به بساط یک تئوری جدید.
او میگوید:<<در پایان جنگ جهانی دوم،سه نشانه کافی بود تا بیگانه های هوشمند متوجه شوند انسان های بدوی زمین که تا ان روز بدترین خرابکاریشان جنگ قبیله ای بود،حالا دیگر میتوانند برای ان های نیز خطرناک باشند.این نشانه های بمب اتم،موشک V2 و رادار های قدرتمند بودند.جالب نیست که تنها مکان روی این سیاره که در جولای 1947 هر سه تکنولوژی را یک جا داشت،جنوب شرقی نیومکزیکو بود؟>>
فریدمن توانسته بود فکر بیگانگان را حدس بزند.اما اگر یوفو ای در رازول بود،ان جا فرو نیامده بود.بلکه سقوط کرده بود.شاید اصلا داستان از قرار دیگری بوده و مقصد ان بشقاب پرنده جای دیگری از کهکشان مصلا زهره بود.ماه ممکن بود هیچ وقت این را نفهمیم.
پایان قسمت اول.
در قسمت دوم میخوانید:روایت اخرین بازمانده-سرپوش دولت ایالات متحده-مخالفان و موافقان.
در قسمت سوم همچنین میخوانید:توضیح بدهید!-داستان ادمک ها-المان نازی و رزول.
با تشکر-منبع:مجله ی دانستنی ها:شماره 51




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


گروهی که برای سفر تفریحی به جنگل رفتند منظره ای دیدند که قطعا هرگز ان را فراموش نمیکنند:





نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: نویسنده : ارشیا حامدی
خوب دوستان.ببخشید که 9 ماه نبودم.میدونید،امتحانات و درس  و مدرسه دوم راهنمایی دیگه مجالی برای اینجا نمیزاره.خوب از امروز تا اخر تابستون در خدمتم.
با امید اینکه این چند ماه خوش باشیم.




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


دوشنبه 22 خرداد 1391 :: نویسنده : ارشیا حامدی
دوستان.از این پس تمامی ویدئو ها در رابطه ی یوفو ها از سرتاسر جهان رو از امروز در صفحه ی چشم انداز یوفو 90 برای مشاهده میگذاریم.
(قابل توجه منتقدان:برای دهمین بار میگم هیچ تاییدی روی واقعی بودن ویدئو ها را نداریم.به دلایلی که بار ها ذکر کردم هیچ کس جز مسئولان مهم کشور ها نمیتونه تایید کنه.)
باز هم تشکر میکنم از وب هایی که در این زمینه من را یاری کردند.از جمله aparat.com و خیلی عزیزان دیگر.




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


دوشنبه 22 خرداد 1391 :: نویسنده : ارشیا حامدی




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


یکشنبه 21 خرداد 1391 :: نویسنده : ارشیا حامدی
اومدم جدا از وبلاگ،چند تا وب بود خودم خیلی میرم توشون.اگه خواستین یه سری بزنید.
شما هم سراغ دارید بگید.به نام خودتون میزارم.




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


شنبه 20 خرداد 1391 :: نویسنده : ارشیا حامدی

 به گزارش قاصدنیوز، حوالی ساعت 22:18 شامگاه امشب (پنجشنبه 18 خرداد 1391)، گزارش‌های متعددی از شهرهای کشور مبنی بر مشاهده پدیده نورانی عجیبی در آسمان منتشر شد. ماهیت این پدیده هنوز مشخص نشده است اما به گفته یک منبع آگاه این پدیده به دلیل برگزاری مانور پدافند غیر عامل در کشور بوده است.

 

 

به گفته یک منبع آگاه این وقوع این پدیده به دلیل برگزاری مانور پدافند غیر عامل در کشور بوده است.

تصویر زیر را علیرضا منشتی از کرمانشاه گرفته است.


تصویر زیر نیز در آسمان تهران ثبت شده است.


تصویر زیر نیز در آسمان تبریز ثبت شده است.


هرچند ازماهیت این پدیده هنوز چیزی مشخص نیست، اما مشاهده این پدیده از تمام ایران بدان معنی است که این پدیده در ارتفاعی بسیار زیاد از سطح زمین اتفاق افتاده و انرژی عظیمی نیز در آن آزاد شده است. پدیده مشابهی در خرداد 1386 در آسمان کشور دیده شد که دلیل آن، خالی شدن سوخت مرحله‌ای از یکی از موشک‌های ایالات متحده اعلام شد. تصویر این پدیده را در زیر مشاهده می‌کنید.


 
پدیده مشابهی نیز در آذر 1388 در آسمان نروژ مشاهده شد که در آن، موشک از مسیر خارج شده روسی مارپیچی نورانی در آسمان ایجاد کرد و از تمام نروژ مشاهده شد.

تصویر زیر از مریم فخیمی در تبریز، لحظات آغازین ورود این پدیده نورانی در آسمان را نشان می‌دهد.

 تازگی ندارد...قصه ی همیشگی.اینبار با این تفاوت که مردم به وضوح دیدند و توجیهات پراکنده و غیر منطقی مسئولان تاثیری نداشت جز اینکه مردم بیشتر راغب شدند تا در باره ی ان بدانند.
خلاصه این بود که پنجشنبه شب 18 خرداد 91 ساعت ده و 26 دقیقه ی شب مردم تهران در شمال غرب اسمان خود پدیده ای دیدند که سپاه ان را مانور خود و روسیه ان را موشک بالستیک و شایعات میگویند بار دیگر سوخت هواپیمای جت خالی شده و مشتعل گردیده.
ما کدام را باور کنیم؟
پدیده ای که قطعا در ارتفاعی بسیار بسیار بالا پدید امده و جالب تر!اگر موشک باستیک،سوخت جت یا مانور نظامی بود محال بود از کل خاورمیانه قابل مشاهده باشد.
مردمی که این تصاویر را دیدند،مردم عادی بودند،نه دلیلی برای شایعه پراکنی داشتند نه توان انرا.زیرا بسیاری ان را دیدند.
از جهات دیگر این اتفاق نشان داد که این گونه پدیده ها تنها در امریکا رخ نمیدهند.
همچنین در مسیر جنوب به شمال بزرگراه‌های ستاری ،‌ اشرفی اصفهانی ،یادگار امام، ترافیک لحظه‌ای خودرو‌ها به وجود آمد.
تعدادی از شهروندان پس از مشاهده این تصویر در حالی که شگفت زده شده بودند موضوع را به فوریت‌های پلیسی 110 اطلاع دادند.

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که در آسمان تبریز، همدان، شیراز، کرج، تهران، کرمانشاه، شاهرود و مشهد، پدیده عجیبی دیده شده که ماهیت آن هنوز مشخص نیست.
ضمنا در صورتی که موشک باستیک بوده و به گفته ی روسیه در گرجستان فرود امده،چرا پاره های ان مشاهده نشد؟چرا سوخت مشتعل شده ی هواپیمای جت تنها 30 قانیه ظاهر شد؟چرا مانور نظامی سپاه به این شکل مشاهده شد؟
نظر شما چیست؟
ایا شما از این پدیده عکس گرفتید؟
در صورت تمایل عکس های خود را با ذکر نام و استان و احساس خود در ان لحظه برای ما بفرستید.ما ان را به نام خودتان ثبت و نمایش میدهیم.
(با تشکر از مریم فخیمی از تبریز و علیرضا منشتی از کرمانشاه که عکس های خود را در اینترنت منتشر کردند)




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


مستندی از م ایاها  برای نمایش تماس مایاها با بیگانگان فضایی

۳۰ سپتامبر   ۲۰۱۱

گاردین –-- انگلستان

به گفته سایت منبع : گواتمالا و مکزیک اسرار محرمانه ای از  مایاها را انتشار میدهند این اسناد همچنین برای استفاده در مستندی در همین مورد و مواردی فراتر از آن مورد استفاده قرارمیگیرند .

از اسناد جدید مکزیکی فهمیده می شود:

تمدن مایاها با یوفوها در تماس بوده‌اند و آنها زمین را ترک کردند و شواهدی مبنی بر موجودیت خود را در اینجا جا گذاشته اند.

−−−−−−−−

مستند (Sundance winner Juan Carlos Rulfo’s Revelations of the Mayans 2012 and Beyond)در حال آماده سازی برای انتشار در سال آینده و همزمان با اتمام تقویم مایاها است

تولید کننده راول ،‌جولیا لیوی میگوید ،در این مستند دولت مکزیک هم برای ساخت  همکاری میکند

او می‌گوید دستور همکاری به طور مستقیم از طرف رئیس جمهور مکزیک آمده است.

مکزیکو اسناد قدیمی ، اشیاء باستانی و اسناد بسیار مهمی ،  همراه با ارتباط مایاها با موجودان فرا زمینی ها را انتشار خواهد داد

 این اطلاعات همگی توسط  باستان شناسان تأیید شده است.

در بیانیه ای روسادو−وزیر گردشگری ایالت Campeche مکزیک- در مورد ارتباط بین مایا ها و فرا زمینی ها که از ترجمه لوح های باستانی بدست آمده است سخن گفته  که البته دولت هنوز آن را مخفی نگه داشته است. همچنین در گفتگویی تلفنی او در مورد یک فرودگاه در جنگل ها که مربوط به ۳۰۰۰ سال قبل است چیزهایی گفته است.

تمرکز اصلی این مستند بر روی قسمتی ناشناخته از از تمدن مایا در کلاکمول در مکزیک و همچنین قسمت‌هایی در گواتمالا است.که البته در گواتمالا هم مقامات برای ساخت این مستند همکاری میکنند.

وزیر گردشگری گواتمالا گفته است:

گواتمالا نیر همچون مکزیک خانه ی تمدن بزرگ پیشرفته ی  مایاها بوده است.

و همچنین مجموعه‌ای از کشفیات و نو آوری های باستانی رادر خود نگه داشته است.

والبته اعتقاد بر این است که این اطلاعات در مستند جدید خواهند آمد.

تقویم مایاها در تاریخ دسامبر ۲۰۱۲ تمام می‌شود :

این رخداد یک واقیت است که نظریه پردازان توطئه از آن برای پیش‌بینی آخر الزمان مورد استفاده قرار میدهند

در هرصورت از محققان مایا فهمیده می‌شود که هیچ مدرکی مبنی براینکه در پایان تقویم مایاها حوادث زمین شناختی رخ میدهد و به عبارتی دنیا با آخر میرسد

به احتمال زیاد با پایان این دوره ،‌دوره ی۵۱۲۵ ساله ی دیگر تقویم مایا ها شروع میشود.

منبع از سایت معتبر و منبع اخبار باستانشناسی و دنیای اسرار امیز :

http://www.archaeologydaily.com/news/201109307319/Mayan-documentary-to-show-evidence-of-alien-contact-in-ancient-Mexico.html

  





نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


چهارشنبه 24 اسفند 1390 :: نویسنده : ارشیا حامدی
عید تمامی یوفو دوستان مبارک باد.
امیدوارم تعطیلات،سال و ایام خوبی با خانواده در پیش داشته باشید.


هفت شهر عشق را عطار گشت                         ما هوز اندر خم یک کوچه ایم
ارشیا




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


جاش بود به تک تک مردم ایران برنده شدن فیلم جدایی نادر از سیمین با کارگردانی اصغر فرهادی در قسمت فیلم های خارجی جوایز Golden Globe را تبریک بگوییم...
متسفانه به دلیل فیلترینگ توانایی اپلود عکس از این مراسم را نداریم.
ارشیا




نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


پنجشنبه 22 دی 1390 :: نویسنده : ارشیا حامدی
استنلی فولهام, افسر بازنشسته هوا فضای آمریکا که مدعی ارتباط با فرازمینی هاست و پیشگویی وی در دیده شدن یوفوها در ۱۳ اکتبر سال ۲۰۱۰ در نیویورک به واقعیت پیوسته و همه را شگفت زده کرده بود این بار مدعی حضور یوفوها در ژانویه ۲۰۱۱ شده است ! فولهام ادعا می کند که با فضایی ها در ارتباط است. او می گوید : "سپتامبر ۲۰۱۰ از آنها پرسیدم که با آمدنشان به زمین چه تغییرات خاصی را بوجود خواهند آورد؟...

شاید معروفترین ماجراهای دیده شدن بشقاب پرنده ها مربوط به قرن بیستم باشد اما قرن ۲۱ نیز خالی از این ماجراهای شگفت انگیز نبود. مثلا همین سال ۲۰۱۰ که گذشت پر بود از حادثه های عجیب و غریب و گزارش دیده شدن یوفوها در جاهای مختلف جهان تا جایی که در این بین پیشگویی هم پیدا شده و حتی پیشگوییش در مورد ظاهر شدن یوفوها در آسمان یکی از شهرهای بزرگ جهان درست از آب درآمده است.

شما تا چه اندازه به پیشگویی معتقد هستید؟ پی بردن به راز آینده و اینکه چه سرنوشتی در انتظار انسان هاست همیشه از موضوعات مورد علاقه بشر بوده است؛ خصوصا اینکه پیشگویی ها مربوط به حوادث خارق العاده ای در اینده باشند. مثلا خبر از آمدن موجودات فضایی در یک روز خاص بدهند, حال اگر بگوییم که یک نفر چنین پیشگویی ای کرده چه فکری با خود می کنید؟"

ادعای بزرگ

استنلی فولهام, یکی از افسران بازنشسته هوا فضای ارتش آمریکا که یک نویسنده نیز هست, در کتاب خود خبر داد که ۱۳ اکتبر سال ۲۰۱۰ یوفوها در آسمان نیویورک دیده خواهند شد؛ خبری که همه را شگفت زده کرد.

بعد از این ماجرا نیویورکی ها منتظر بودند تا ببینند که آیا چنین اتفاقی واقعا رخ خواهد داد یا اینکه گفته های فولهام تنها تبلیغی برای فروش بیشتر کتابش بوده است.

Image

بشقاب پرنده ای که در نیویورک دیده شد و فولهام امدن آنرا پیشگویی کرده بود

"مبارزه با تغییرات" نام کتابی است که استنلی فولهام آن را نوشته است. او در این کتاب , یکی از باور نکردنی ترین پیشگویی های قرن را آورده است ؛ پیشگویی حضور بیگانگان فضایی بر کره زمین در روز سیزدهم اکتبر سال ۲۰۱۰.

فولهام ادعا می کند که با فضایی ها در ارتباط است. او می گوید :

"سپتامبر ۲۰۱۰ از آنها پرسیدم که با آمدنشان به زمین چه تغییرات خاصی را بوجود خواهند آورد؟

آنها پاسخ دادند : پلدیان ها از وجود انسان ها بر کره زمین آگاه هستند و میلیون ها سال است که شما را زیر نظر دارند!

آنها به این نتیجه رسیده اند که انسان ها هنوز آمادگی پذیرش دسته جمعی یوفوها را بر فراز شهرهای بزرگ ندارند و برای همین تصمیم گرفته اند که فعلا در آسمان نیویورک ظاهر شوند و این تازه آغاز ماجرای دیده شدن یوفوهاست."

فولهام راست می گفت!

۱۳ اکتبر سال ۲۰۱۰ بر فراز آسمان نیویورک , اشیای پرنده ناشناخته ای دیده شدند. مدت کوتاهی از ظاهر شدن یوفوها نگذشته بود که ناگهان رادارهای "ایستگاه وست بری" که مسوول ردیابی۳ پایگاه هوایی در نیویورک است از کار افتاد, این حادثه یک ساعت به طول انجامید و به خاطر ان پروازهای زیادی در فرئدگاه های لاگاردیا , نیوارک و چی اف کی لغو و یا به تاخیر انداخته شد.

اگرچه ظاهر شدن یوفو ها در آسمان نیویورک همه را متعجب کرد اما شگفت انگیزتر از آن پیشگویی بود که استنلی فولهام افسر بازنشسته ارتش و متخصص هوا فضا در آمریکای شمالی کرده بود. با به حقیقت پیوستن این پیشگویی سوالات بسیاری ذهن مردم را به خود مشغول کرد و مهمترین این سوالها این بود که فولهان چگونه از این حادثه خبر دار شده است؟

Image

برخی سایتهای خبری مدعی وجود اسنادی از بشقاب پرنده ها میدادند که ویکی لیکس قصد افشای آنها را داشت!

 

ادعای عجیب افسر بازنشسته

وقتی که پیشگویی های فولهام درست از آب درآمد خبرنگاران بسیاری به سراغ او رفتند بلکه بتوانند از میان حرفهای این افسر بازنشسته , به راز باخبر بودن او به این ماجرا پی بببرند و فولهام به آنها چنین گفت:

"من با موجودات فرازمینی در ارتباط هستم و آنها نه تنها حادثه ۱۳ اکتبر را به من خبر داده اند بلکه درباره اتفاق های دیگری هم با من صحبت کرده اند که از این قرار است:

"یوفو های زیادی در ژانویه ۲۰۱۱ در آسمان مسکو دیده خواهند شد و هفت رو بعد همین اتفاق در لندن هم خواهد افتاد."

مداخله فضایی ها سرعت بیشتری خواهد گرفت؛ البته نه برفراز آسمان شهرهای ما بلکه آنها به تمام قاره ا سفر خواهند کرد. هدف از این اتفاقها این است که یوفوها از نگاه مردم قابل قبول تر به نظر برسند؛ به امید اینکه در سال ۲۰۱۱ بتوان با انها رودر رو ارتاط برقرار کرد."

مورد مشابه ۱۳ اکتبر

۷ جولای سال ۲۰۱۰ بود که حادثه ای دقیقا شبیه انچه که در نیویرک رخ داده بود در یکی از فرودگاه های بزرگ چین واقع در منطقه هانگ ژو  به وقوغ پیوست.

یوفوها در نزدیکی فرودگاه پدیدار شدند. طبق گزارشها یمنابع موثق که به دلیل مسائل امنیتی نام آنها فاش نشده است, بازهم سیستم رادارها از کار افتاد و صفحه نمایش رادارها هیچ چیزی را نشان نمی داد , کمه همین موجب شد پروازها دچار مشکل شود. البته پیش از اینکه دیده  شدن یوفوها به وسیله مردم گزارش شود, برج مراقبت از این موضوع مطلع شده بود که بنابر دلایل نامعلوم مسوولان برج انچه را دیده بودند گزارش نکردند تا اینکه با قطع رادارها مجبور به این کار شدند.

آدم فضایی ها پیش از این هم به مسکو رفته اند

اگر پیشگویی فولهام درباره دیده شدن یوفوها در ژانویه ۲۰۱۱ در مسکو درست باشد, این نخستین باری نیست که یوفوها در مسکو ظاهر می شوند.

Image

این بشقاب پرنده در مسکو بر فراز کاخ کرملین دیده شد

این اشیاء پرنده ناشناخته در نهم دسامبر سال ۲۰۰۹ نیز در یک و نیم کیلومتری کاخ کرملین دیده شده اند. به گفته شاهدان عینی , یوفوهایی هرمی شکل , بالای سر کاخ کرملین ساعت ها می چرخیدند و به نظر می رشسد که این یوفوها به طرز اسرار آمیزی با مارپیچ اسرار آمیزی که چندی پیش در آسمان نروز هم دیده شده بودند مرتبط باشند . با دیده شدن مارپیچ های هوایی , زیر دریایی های نروژی خیلی زود موشک های خود را آماده پرتاب به طرف راه های مارپیچ ناشناخته کردند که اگر اشیائ پرنده ای از آنجا خارج شد , آمادگی لازم را  برای هر اتفاقی را داشته باشند!

اما مدتی از این ماجرا نگذشته بود که یوفوها درد کرملین دیده شده اند.

پیشگویی موفقیت آمیز فولهام در ۱۳ اکتبر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است حالا همه منتظرند تا ببینند که آیا پیشگویی دوم او هم درست خواهد بود یا خیر .

با توجه به اینکه در حادثه ۱۳ اکتبر , رادارهای ۳ فرودگاه کاملا از کار افتاد و حتی در فرودگاه چین هم چنین شد, بسیاری به این باور رسیده اند که حضور یوفوها در آسمان با ازکار افتادن رادارهای برج مراقبت فرودگاه ارتباط مستقیم دارد. در سال ۲۰۱۰ یوفوها در مناطق دیگری از دنیا مشاهده شدند و آن‌قدر مکان‌های گزارش دیده شدن آنها متفاوت بود که جمع‌آوری تمامی آنها خودش به اندازه یک سال طول می‌کشد، در این گزارش به مهم‌ترین گزارش‌های رسیده در زمینه دیده شدن یوفوها اشاره شد اما سوال این است که سال ۲۰۱۰ تمام شد و ژانویه ۲۰۱۱ نیز فرارسیده است، اما آیا ادعای استنلی فولهام به واقعیت خواهد پیوست؟

گرچه ایشان خود نمیتوانند شاهد وقوع این رویداد باشند چراکه عمر ایشان به دنیا نبود و حدود 2 هفته قبل (در ۲۸ آذر) درگذشتند





نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


یکشنبه 18 دی 1390 :: نویسنده : ارشیا حامدی

برداشت رسمی از رویداد رازول این میباشد که هیچگونه سفینه بیگانه ای بر روی زمین سقوط نکرده است.اما شواهد انباشته شده حاکی ازچیزهایی با منشا ناشناخته میباشد که پایین آمده و پس از پیدا شدن به دلیل تکنولوزی باورنکردنی مورد بهره برداری قرار گرفته اند.

http://www.exopolitics.org/images/Exo-com-52--Roswell-Crash.jpg

مشهورترین شاهد سقوط رازول یک سرهنگ بازنشسته به نام فیلیپ کورسو است . او در کتاب شگفت انگیزش با عنوان  روز بعد از رازول  توضیح میدهد که در سال 1961 دستوری از ژنرال ترودو که آن زمان مسوول تحقیقات -رویدادها و تکنولوژی ارتش بود دریافت کرد مبنی بر انتقال محرمانه لاشه باقیمانده واقعه  رازول به آزمایشگاه Monsanto، bell ، IBM و تعداد محدودی کمپانی دیگر.

مامور قانونی تحقیق آقای بیل مک دونالد بر پایه مصاحبه عمیق با شاهدین زنده شامل گروهی از ضد جاسوسی که در آن محل بوده اند و پس از بررسی دقیق از شواهد  در طی 5 سال تحقیق هیچ تردیدی در مورد منشا وسیله نقلیه نداشت مک دونالد میگفت وسیله نقلیه رازول به وسیله تمدنی فرازمینی ساخته شده جامعه ای که چند عضوش را برای بررسی سایت های هسته ای ما از دست داده است.

http://inventionideasblog.com/wp-content/uploads/2010/06/roswell-ufo.jpg

وقتیکه او در مورد وسیله نقلیه رازول حرف میزد بیاناتش را با سکوت و لحنی محترمانه بیان مینمود.

خواندن داستان سیاره ای که دو خورسید در آسمانش بودند.11 فضانورد زمینی به مدت 13 سال بر روی این سیاره سپری کردند دو نفر از آنها فوت کردند دو نفر باقی ماندند و بقیه در 1978 بازگشتند که در حال حاظر فوت نموده اند. این اطلاعات مربوط به گزارش serpo میباشد که حدود 3000 صفحه حجم دارد.

رونالد ریگان بایستی بین 6 و 8 مارس 1981 از قضیه سقوط دو سفینه فضایی در نیومکزیکو و جزییات آن آگاه شده باشد. اطلاعات لازم توسط w.casey سرپرست سابق سازمان سیا و سپس وزیر دفاع

c.weinberger و مشاورین مختلف به او داده شد.آنها یک نجات یافته داشتند که به او EBE میگفتند.یک بیگانه از سیاره serpo که 42/38 سال نوری از زمین فاصله داشته و در سیستم ستاره ای زتا رتیکولی قرار گرفته است.

EBE125

ALIENHEADWOUNDED3.jpg

گزارش نهایی پروژه serpo در چهارشنبه 2 نوامبر سال 2005 منتشر شد پس از مشاجره ای طولانی  به دلیل پایان محدودیت زمانی پروژه های سری دولتی (25 سال) بخشی جزیی از پروژه برای اعلام به جامعه آماده شد.

ایالات متحده آمریکا به وسیله بیگانگان در 1947 بازدید شده است اما شواهد زیادی وجود دارد که آمریکا هزاران سال است که به وسیله تمدن های مختلفی با منشا فرازمینی مورد بازدید قرار گرفته است.

در جولای 1947 اتفاقات مشخصی در نیومکزیکو روی داد در طی یک طوفان دو سفینه فضایی در Datil نیومکزیکو سقوط کردند ارتش ایالات متحده هر دو منطقه را محاصره نموده و مواد بازمانده و بیگانه زنده مانده را با خود بردند.

به او EBE1 گفته میشد که مخفف ورود بیولوژیکی فرازمینی بود.این مخلوق انسان نبود.تمام مواد وEBE مربوط به سقوط اول به پایگاه هوایی رازول منتقل شدند EBE جراحات کمی داشت که درمان شد.سپس به لوس آلاموس منتقل شد که امن ترین و حفاظت شده ترین پایگاه در جهان است.

شرایط مخصوصی برای EBE جهت تطابق با محیط ایجاد شد مواد باقیمانده سرانجام به دیتون اوهایو به قسمت تکنولوژی بیگانگان پایگاه هوایی ایالات متحده منتقل شد.

سقوط دوم تا اوایل 1949 به وسیله تعدادی از مزرعه داران پیدا شد.در آنجا بیگانه زنده ای نبود تمام مواد باقیمانده به پایگاه هوایی sandia در Albuquerque نیومکزیکو منتقل شد .

در سفینه فضایی اول 5 فوت شده و یک بیگانه زنده بودند بدن فوت شدگان به Wright field اوهایو منتقل و در شرایط فریز نگهداری شد.سرانجام آنها به لوس آلاموس جایی که محفظه های مخصوصی برای محافظت از اجساد فوت شدگان ساخته شده بود منتقل شدند.

در جایی که فضاپیمای دوم سقوط کرده بود 4 بدن پیدا شد.بدن های آنها به شکل زیادی متلاشی شده بود باقیمانده ها به پایگاه هوایی ساندیا و لوس آلاموس منتقل شدند.هر دو سفینه سقوط کرده به یک شکل طراحی شده بودند و بدن های پیدا شده هم شکل بودند آنها مشخصه انسان نداشتند به جز چشم ها ، گوش ها و دهان. بدن های آنها با ما فرق میکرد همینطور پوست و تنفسشان .خون آنها قرمز نبود و مغزشان کاملا با مغز انسان ها فرق میکرد دو چشم مختلف داشتند شاید به دلیل شفافیت و وضوح زیاد سیاره آنها.

EBE1 تا 1952 زنده ماند و در آن سال مرد.اگر چه او ارگان های صوتی شبیه انسانها نداشت ولی به دنبال اجرای یک http://www.alieninfluence.com/images/zeta_reticuli.pngعمل جراحی توسط پزشکان ارتش قادر شد تا ارتباط برقرار کند.او بسیار باهوش بود و خیلی سریع انگلیسی را فقط از طریق گوش دادن به پرسنل نظامی که مسوول حفاظت و مراقبت از او بودند یاد گرفت.او در منطقه ویژه ای در لوس آلاموس و ساندیا (Albuquerque) مقیم شد.

اگرچه طیف مختلفی از پزشکان نظامی ، محققان و تعدادی از افراد انتخاب شده EBE را مورد بررسی و تحقیق قرار دادند ولی او هرگز ناراحت یا عصبانی نشدEBE به پرسنل کمک کرد تا محل دقیق و آیتم ها و جزییات دو سفینه سقوط کرده را بفهمند.

EBEتوضیح داد که چه جایی از جهان زندگی میکرده است.ما به آنجا سیستم ستاره ای زتا رتیکولی میگوییم که در حدود 40 سال نوری (42/38) از زمین دور است.برای سفینه بیگانگان 9 ماه زمان میبرد تا این فاصله 40 سال نوری را طی نمایند.سفینه فضایی آنها میتواند از طریق نوعی تونل فضایی مسافرت کند.از A به B بدون داشتن سرعت نور برای سفر.

ارتش مطمئن بود که هر دو سفینه فضایی در نیومکزیکو آسیب زیادی دیده اند.هر دو سفینه به وسیله محققان ماهر مورد بررسی دقیق قرار گرفتند ابزارها خیلی پیشرفته تر از آن بودند که دانشمندان بتوانند آنها را رمزگشایی کنند بنابراین هر دو سفینه در منطقه حفاظت شده ای در غرب انبار و نگهداری شدن.

به دنبال جستجوی نیروی هوایی ایالات متحده و سیا چندین مطالعه مستقل علمی در طی دوره پروژه کتاب آبی اجرا شد MJ12. تصمیم گرفت که نیروی هوایی ایالات متحده تمام بررسی ها در مورد مشاهده یوفو را بایستی متوقف نماید. دلیلش این بود که ایالات متحده با فرازمینیان ارتباط برقرار کرده بود ایالات متحده نسبتا مطمعن بود که بررسی زمین توسط فرازمینیان ستیزه جویانه و دشمنانه نبود.آنها همچنین دریافتند که حضور بیگانگان یک تهدید فوری برای امنیت ایالات متحده نیست.

به علاوه جامعه شروع کرده بود تا اعتقاد پیدا کند که یوفوها واقعی هستند شورای امنیت ملی دریافت که اگر اطلاعات مربوط به یوفو و ملاقات بیگانه ها افشا گردد منجر به ایجاد وحشت عمومی در جامعه خواهد شد..

بنابراین ام جی 12 وشورای  امنیت ملی  تصمیم گرفتند که تمام تحقیقات بایستی بدون اطلاع یافتن جامعه به وسیله آزاد نشدن اسرار در مورد یوفوها و بیگانه ملاقات شده و بایستی به صورت سری ادامه پیدا کند. و در صورت افشا شدن ممکن است ترس و تزلزلی را در بین رهبران مذهبی در سراسر جهان ایجاد نماید.

تمدن فرازمینی EBE1 به جایی رسیده است که ما به آن جامعه EBEN میگوییم این نامی نیست که آنها برایش انتخاب کرده باشند این نام را ارتش انتخاب کرد.طول عمرشان بین 350 تا 400 سال است تکنولوژیی که آنها استفاده میکنند هزاران سال از ما جلوتر است زمان در سیاره) EBEN که خودشان به آن serpo میگویند ) خیلی با سیاره زمین فرق میکند.یک روزشان در حدود 40 ساعت طول میکشد و با حرکت دو خورشیدشان اندازه گیری میشود .خورشیدهای آنها شبیه خورشید ما نیستد در طول 40 ساعت آنها در روشنایی روز به سر میبرند به جز دوره کوتاهی که هر دو خورشید به افق میرسند .

EBEN در نهایت صلح به سر میبرد و هرگز به انسان (موجود انسانی آنجا ) و یا حیوان آسیبی زده نمیشود .در کنار EBEN سیاره فرازمینی دیگری وجود دارد که سرویس مخفی آمریکا در مورد آن میداند تا اندازه ای که در 1961 در کانادا به او (احتمالا اشاره به سقوط سفینه ای از سیاره مربوطه در کانادا – مترجم) زندانی Tartaloid میگفتند.تا زمانیکه در 1962 فوت کرد . سفینه فضایی مربوطه جمع آوری شد و در محدوده مورفلون لیورپول در اطراف پایگاه هوایی ادواردز آزمایش شد اما در نوادا منطقه 51 مجموعه دریایی گروم نگهداری شد.

این حقیقت که ایالات متحده شواهدی در دست دارد که سیاره ما مورد ملاقات بیگانگان قرار گرفته است باعث شد که در طول سالها برنا مه های مختلف و موثری برای حفاظت از این اطلاعات ایجاد شود. پروژه DOVE به مجموعه ای از ارایه اطلاعات ناقص توسط همه سازمانهای اطلاعاتی ارتش اطلاق میگردد .

همکاری های زیادی بین دولت ها ، پایگاه هوایی و صنعت فیلم سازی ایجاد شد اولین پروژه همکاری در فیلم The day the earth stood still بود و فیلم برخورد نزدیک یک همکاری بین نیروی هوایی و صنعت فیلم سازی برای فریب دادن جامعه بود.

آنها در حال حاضر شروع به برانگیختن احساسات مذهبی بشریت کرده اند که به طور فزایندهای برای اسرار پدیده یوفو و ملاقات بیگانگان مشکل آفرین است …

alien38.jpeg

alien-head.jpg

2147354.jpg





نوع مطلب :
چیزی شبیه این :


یکشنبه 18 دی 1390 :: نویسنده : ارشیا حامدی

Photo Showing the Object With 3 Well Defined Lights.
Photo Showing the Object With 3 Well Defined Lights.

Zoom of Object Prepared by Photo Editing Software.

عکس بالا توسط فردی به نام تام در 29 جولای 2010 گرفته شده به گفته ی خود او وقتی برای کاری از خانه بیرون میاد متوجه این نور میشه اول فکر میکنه هواپیماست ولی بعد از یه مدتی چراغها خاموش شده و بعد از 5 دقیه در همان محل روشن میشن.

 

Photo and Enlargement of Object.

عکس بالا در تاریخ 3 جولای 2010 گرفته شده عکاس این عکس در این باره گفته که موقع گرفتن این عکس خورشید از پشت این برجک میتابیده و اونمتوجه چیزی نشده ولی وقتی تو خونه عکس رو دیده توی اینترنت قرارش داده.

First Image Extracted From Google Street View Images. User Has Put Annotations on Photo.
First Image Extracted From Google Street View Images.
User Has Put Annotations on Photo.

Second Image Extracted From Google Street View Images. User Has Put Annotations on Photo.

 

عکس بالا رو یکی از کاربران گوگل ارث در street view دیده که یک جسم مثلثی شکل در اسمان است این شیء احتمالا سرعت زیادی نداشته چون چند عکس مختلف از اون گرفته شده.تاریخ عکس مشخص نیست.

 

Photo Taken After Object Had Vanished.

عکس بالا توسط چند دانشجو از شیئی گرد و نارنجی رنگ گرفته شده که البته عکس به دلیل لرزش دست بی کیفیت افتاده البته عکس بالا تایید نشده.





نوع مطلب :
چیزی شبیه این :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
Ufo90
در نگاه کسانی که پرواز را درک نمیکنند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتری...
درباره وبلاگ

ضمنا از این پس،در این وبلاگ سعی در نوشتن و جمع اوری مطالب حول انرژی،مناطق غیر عادی زمین و همچنین گزاشتن چکیده ی مستند های بی بی سی،منوتو یا جا های دیگر دارم.با امید رضایت شما.
و لطفا توجه کنید دور از نا اگاهی نظر ندهید.
ممنون میشم اگه لطف کنید لوگوی ما را در وبلاگتان قرار دهید.

توجه:**!!:به تازگی وبلاگ هایی با تشابه نامی بسیار زیاد و گاهی مشابه،اقدام به تاسیس نمودند.یوفو 90 هیچگونه وبلاگ یا بخش و قسمت دیگری به هیچ وجه ندارد.**!!
با تشکر ارشیا

مدیر وبلاگ : ارشیا حامدی
نویسندگان
نوبت شما
نظرتان در باره ی اتفاق پنجشنبه 18 خرداد چه بود؟








بینندگان ما
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :